رنگ گذشته

اگر از گذشته ی خودمان ناراضی هستیم، بهترین کاری که می‌توان کرد این است که زمانِ حالِ بهتری بسازیم تا گذشته‌ای که در آینده به آن نگاه خواهیم کرد، قابل ستایش باشد و کمتر رنگ حسرت به خود بگیرد.

گاهی اوقات دوست دارم یک گوشه بنشینم و به خودم بگویم: تنها ترس تو باید این باشد که توان خودت را در کاری نگذاشته باشی وگرنه موفقیت آدمیزاد به هزار و یک چیز دیگر بستگی دارد که خیلی هم در دسترس تو نیست.

به خودم بگویم شبیه مارک زاکربرگ بودند کسانی که کدهای بیشتر زدند، فیسبوک‌های بهتر ساختند اما نشد که بشود.

به قول آقا معلم آدم فقط یک‌جا باید به خودش جواب پس بدهد، آن‌هم خودش در لحظه مرگ.

می‌خواهم آن لحظه بگویم که من حداقل در بیشترِ مواقع، توانِ خودم را چه از لحاظ فکری چه از لحاظ جسمی، گذاشتم و این حرفی که می‎زنم آن لحظه قابل لمس باشد.



کانال تلگرام سحر نوشت | صفحه اینستاگرام

6 پاسخ
  1. اتوبار ملل گفته:

    مدتیه خیلی خودم رو برای گذشته ای که داشتم سرزنش میکنم. حس پوچ و مزخرف نامفید بودن دارم. ولی گاهی هم به خودم تلنگر میزنم و واسه روزهایی که از پس هم رد میشن نگرانم.

    پاسخ
  2. حسین گفته:

    سحر عزیز
    سلام
    حسرت از آن دردهایی است که روح آدم را می‌خورد. و این درد اگر تا لحظه‌ی مرگ منتظر می‌ماند خوب بود، نه متاسفانه. در طول حیات آدمی دقیقاً مثل خوره به جان آدم می‌افتد و هر روزی که حسرت داریم، با درد می‌گذرد. حسرت و حسادت خیلی شبیه هم نوشته می‌شوند، به نظرم ریشه‌ی مشابه‌ی هم دارند، نه در لغت که در عمل. هر دو از فعلی می‌آیند که دیروز انجام ندادیم، حالا کسی انجام داده، همزمان از خودمان و آن فرد موفق بدمان می‌آید. نام نفرت از خودمان می‌شود حسرت و نام تنفر از دیگری می‌شود حسادت. رابطه‌ای شاید نداشته باشند اما اگر حسرتمان زیاد باشد، حسادتمان هم زیاد خواهد بود و هر دوی این عبارت یعنی نفرتمان زیاد است.
    وقتی “عزت الله انتظامی” فوت کرد، یک فیلم از ایشان دیدم در بستر بیماری، خوابیده بود و خطاب به مردم می‌گفت: من در طول این همه سال زندگی هر کاری کردم خوب کردم، خدا رو شکر که به من عمر طولانی داد و هیچی ازش نمی‌خوام جز مرگ.
    آنقدر حالش خوب بود که دلم خواست. باور می‌کنی؟ به کسی که می‌دانم مُرده است و این کلمات را در آخرین روزهای زندگی بیان کرده، غبطه خوردم و آرزوی روزی را پیدا کردم که من هم چنین کلماتی بگویم.
    موفق باشید
    پ.ن: احتمالاً موقع مرگ خواهم گفت: هر کامنتی که نوشتم خوب کردموالا
    پ.ن۲: نمیدونم نظر قبلی ثبت شد یا نه ولی برای محکم کاری دوباره می‌فرستم تا من نمانم ولی کامنت بماند یادگار.

    پاسخ
    • سحر گفته:

      سلام
      توضیحتون در مورد حسرت برام جالب بود، قبلا هم یبار با اشاره به سکان آکادمی از حسرت گفتید که اونم جالب بود
      پ.ن: مرسی که وقت می‌ذارید و کامنت می‌نویسید، شما از رستگارانید 🙂

      پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *