Document

دور خیلی دور

۵ دیدگاه
پنج‌شنبه، ۲۲ اردیبهشت ماه ساعت ۹:۳۰ صبح قرار بود برای همیشه با عینک خداحافظی کنم، موقع انتظار در اتاق عمل داشتم پاهایم را تاب می‌دادم و فکر می‌کردم که اصلا چه شد این تصمیم را گرفتم؟ کمتر کسی من را…

حس تعلق، شروع ۱۴۰۱

۳ دیدگاه
سال جدید را با وضعیت غریبی شروع کردم، وسط یک مهمانی، نصف‌شان در حالت طبیعی نبودند وسط باغ می‌رقصیدند، توی اتاق که رفتم دیدم دو نفر مهر گذاشتند و نماز می‌خوانند، نمی‌دانم اگر آدم خاصی می‌شدم در زندگی‌نامه‌ام می‌نوشتند در…

هذیان

۱۱ دیدگاه
در این هفته نمی‌دانم چندمین ورژن وصیت‌نامه است که می‌نویسم. اینکه آدم با خودش کنار نمی‌آید اصلا خوب نیست، اینکه وصیت‌نامه پر از خط خطی باشد اصلا جالب نیست. کل صفحه شده مثل لاک زدن دست راست با دست چپ،…

سایز زندگی | سَرشکنی خطا

۲ دیدگاه
زندگی‌ام اندازه من نیست، گاهی آنقدر گشاد و باز است که در یک روزش می‌توان سوره بقره را جا کرد یا می‌توان فیلم game of thrones را یک‌بار دیگر دید، گاه آنقدر تنگ و خفه است که باید بعد جمع‌کردن…

دام

۱۰ دیدگاه
آدم هر چقدر بزرگ‌تر می‌شود شیوه‌های تربیتی خانواده هم متفاوت می‌شود، چند سال پیش خانواده کاری کرد که بیشتر شبیه انتقام بود. یک روز صبح سرحال راهی سرکار شدم، ساعت 9 صبح، موقع ترک خانه همه چیز سرجایش بود، همان…

از مدیتیشن | Sam Harris ، Lex Fridman تا معرفی اپلیکیشن Waking Up

بدون دیدگاه
هزار سال پیش نظرم درمورد مدیتیشن این بود که برای آدم‌هایی است که رنج نبرده‌اند، زخم نخورده‌اند. اوج غم‌شان این بوده که دیشب به جای پلو، تخم‌مرغ خورده‌اند و به این نتیجه رسیده‌اند که این دنیا دیگر جای زندگی نیست.…

انتزاع

۵ دیدگاه
دایی آمده بود خانه ما تا عید را تبریک بگوید، دیدن یک آدم دیگر بجز خودمان در روزگار قرنطینه و دورکاری مثل توپی است برای بچه‌ای که فوتبال دوست دارد اما توپ ندارد و مدام توی ذهنش حرکات را می‌سنجد…

چراغ سبزها | متیو مک کانهی

بدون دیدگاه
متیو مک کانهی، همان بازیگر فیلم میان ستاره‌ای interstellar، یا همان ران وودروف در فیلم باشگاه خریداران دالاس، کتاب چراغ سبزها را نوشته است، اینکه چگونه فکر می‌کند و در زندگی کجاها چراغ سبز گرفته و کجاها چراغ قرمز را…

آخرین پاراگراف‌های 99، خدایی که به شدت کافی است و جیب‌هایی که به شدت خالی است

۶ دیدگاه
اکثرا فکر می‌کنیم سال جدید قرار است کیلومترمان را صفر کنیم و از اول همه چیز را شروع کنیم که خب باز هم می‌دانیم که هر فروردینی ادامه‌ی اسفند قبلی است؛ فاصله‌ی بین اسفندماه تا فروردین را یک ماه حساب…

کوری، شایدم گشنگی

۶ دیدگاه
از آدم گشنه که توقع ندارید بتواند درست فکر کند و وبلاگ بنویسد؟ به مربی گفته ام که چند روز که باشگاه پیدایم نشده بخاطر درد و گشنگی است، فکر نکنی که خواب ماندم، نه تازه از گشنگی خوابمم نمی‌برد.…

چیزهای دیگه رو هم توی کانال میذارم

آخرین کامنت‌ها

فهرست