Document

مراقب خودت باش

۲ دیدگاه
وقتی می‌گویم مراقب خودت باش نمی‌دانم چطور باید مراقب خودت باشی. خوب غذا بخوری؟ خوب بخوابی؟ تفریح داشته باشی؟ اخبار نخوانی؟ می‌شود اخبار نخواند؟ آن هم در اوضاعی که گویی همه ما تیترهای سرگردان خبر هستیم و فقط نوبت انتشارمان…

هجوم احساس‌های متناقض

۸ دیدگاه
بیدارم، شش صبح است. از اینکه چند شب توی خواب داد زدم و بقیه بیدار شدند در عذاب وجدانم. بیشتر حواسم را جمع می‌کنم. هر شب زنی را گوشه اتاق می‌بینم که لباس‌های فرزند سربازش را محکم بغل گرفته و…

دسترنج | کوتاه ۱

۷ دیدگاه
موقع کاشتن درخت انجیر به دیوار کناری‌اش فکر می‌کردم که شاید از طوفان نجاتش دهد و شانس زنده‌ماندن و پربار شدنش را بیشتر کند، دیوار نصفی از روز را سایه می‌کند ولی درخت بی‌بهره از آفتاب نیست، حالا زمان گذشته،…

دوتا بلیط انفرادی لطفا

۵ دیدگاه
ظهر یک‌شنبه بود، بناکرده بودم  آن روز را هیچ کاری نکنم، بلکه مغزم نفس بکشد و از این بی‌عملگی و بی‌حوصلگی دربیایم.  آفتاب عمود عمود می‌تابید، داشتم در آن هوا دم می‌کشیدم، انقدر دمای دم‌کشیدنم بالا بود که احتمال داشت…

دور خیلی دور

۵ دیدگاه
پنج‌شنبه، ۲۲ اردیبهشت ماه ساعت ۹:۳۰ صبح قرار بود برای همیشه با عینک خداحافظی کنم، موقع انتظار در اتاق عمل داشتم پاهایم را تاب می‌دادم و فکر می‌کردم که اصلا چه شد این تصمیم را گرفتم؟ کمتر کسی من را…

حس تعلق، شروع ۱۴۰۱

۳ دیدگاه
سال جدید را با وضعیت غریبی شروع کردم، وسط یک مهمانی، نصف‌شان در حالت طبیعی نبودند وسط باغ می‌رقصیدند، توی اتاق که رفتم دیدم دو نفر مهر گذاشتند و نماز می‌خوانند، نمی‌دانم اگر آدم خاصی می‌شدم در زندگی‌نامه‌ام می‌نوشتند در…

هذیان

۱۱ دیدگاه
در این هفته نمی‌دانم چندمین ورژن وصیت‌نامه است که می‌نویسم. اینکه آدم با خودش کنار نمی‌آید اصلا خوب نیست، اینکه وصیت‌نامه پر از خط خطی باشد اصلا جالب نیست. کل صفحه شده مثل لاک زدن دست راست با دست چپ،…

سایز زندگی | سَرشکنی خطا

۲ دیدگاه
زندگی‌ام اندازه من نیست، گاهی آنقدر گشاد و باز است که در یک روزش می‌توان سوره بقره را جا کرد یا می‌توان فیلم game of thrones را یک‌بار دیگر دید، گاه آنقدر تنگ و خفه است که باید بعد جمع‌کردن…

دام

۱۰ دیدگاه
آدم هر چقدر بزرگ‌تر می‌شود شیوه‌های تربیتی خانواده هم متفاوت می‌شود، چند سال پیش خانواده کاری کرد که بیشتر شبیه انتقام بود. یک روز صبح سرحال راهی سرکار شدم، ساعت 9 صبح، موقع ترک خانه همه چیز سرجایش بود، همان…

از مدیتیشن | Sam Harris ، Lex Fridman تا معرفی اپلیکیشن Waking Up

بدون دیدگاه
هزار سال پیش نظرم درمورد مدیتیشن این بود که برای آدم‌هایی است که رنج نبرده‌اند، زخم نخورده‌اند. اوج غم‌شان این بوده که دیشب به جای پلو، تخم‌مرغ خورده‌اند و به این نتیجه رسیده‌اند که این دنیا دیگر جای زندگی نیست.…

چیزهای دیگه رو هم توی کانال میذارم

آخرین کامنت‌ها

فهرست