تحلیل‌گر یا تماشاگر

اون اوایل که بحث های شخصیت شناسی و روانشناسی مخصوصا یونگ را میخواندم خیلی آدم های اطرافم را تحلیل میکردم… تخمین هم میزدم که الان به چه فکر میکند یا در فلان شرایط چه کاری انجام میدهد!
اما یک بار سنگین را همیشه حس میکردم. احساسی شبیه اینکه هر لحظه مواظب چیزی باشم یا چیزی را حفظ کنم
رفته رفته یاد گرفتم که دیگر در مواجه با آدم ها تحلیل گر نباشم فقط تماشاگر باشم و اگر چیز هایی از آنها دیدم که به ریشۀ من ربط داشتند،استفاده کنم و در موردش فکر کنم.
با این تصمیم، قضاوتم در مورد آدم ها خیلی کم و کمتر شد. دیگر آن صدای نق و نوق ها از رفتار آدم ها را در ذهنم نمی‌شنیدم.
صدای ناله‌ها جایشان را به صدای “یادبگیر تو اینگونه نباشی” داد.
واقعیتش سخت بود خیلی هم سخت بود
سخت بود تحلیل آدم ها را کنار بگذارم اما با خودم عهد بسته بودم که اسامی و آدم ها را فراموش کنم و پا به دنیای مفاهیم بذارم. پس باید قولم را عملی میکردم تا قبل از اینکه خیلی دیر شود. میدانستم که اگر کوتاهی کنم بازنده خواهم بود.
دست از تحلیل آدم ها کمی برداشتم. اما سهمش را دادم به تحلیل خودم
گاهی جملاتی را مینویسم و رو به آینه میگیرم… یا برخی از رفتار هایم را که بحثش در ذهنم بسیار مطرح میشوند را روی کاغذ مینویسم.
اینجوری راحت‌تر از جوانب مختلف به آن نگاه میکنم. راحت تر تحلیلش میکنم
انتقاد و تحلیل دیگران راحت‌تر از انتقاد و تحلیل خود آدم است. برای همین وقتی جمله ای را برعکس در آینه میخوانم فکر میکنم برای شخص دیگری است پس راحت تر تحلیلش میکنم. دیگر بازی را جوری نمیریزم که تماماً به نفع خودم شود.
هنگامی که میخواهم کسی دیگر را تحلیل کنم به خودم یادآوری میکنم که تحلیل هایت را نگه دار جلوی آینه. الان تو تنها نقش تماشاگر را داری
امیدوارم که بتوانم این کارم که باعث راحتی جانم شده است را بی وقفه ادامه بدهم.
خواندن آن مقالات و کتاب ها در مورد تیپ ها شخصیت ها هم، نمیتوانم بگویم فایده ای نداشت اما اینگونه مسائل بستگی به این دارد که میخواهیم در کجا از آنها استفاده کنیم.
با تمام اینها٬ این کتاب و مقاله و دوره ها هدیه ای با ارزش آنهم پیدا کردن تیپ شخصیتی خودم را بجای گذاشت. تصمیم دارم آنهارا اینجا بنویسم تا شاید بدرد تیپ هایی مثل تیپ های خودم بخورد! و من هم فرصتی پیدا کنم که عمیق تر به این جنبه ی فردیتم نگاه کنم.
فکر می‌کنم گاهی باید به صورت ارادی تصمیم بگیریم که کجاها تماشاگر باشیم و کجاها تحلیل‌گر.
جان کلام اینکه:

من سعی میکنم در مورد آدم ها تحلیل گر نباشم و فقط مشاهده گر باشم. اوج تحلیل٬ تحلیل خودم است.

2 دیدگاه ها

  1. هادی رئیسی گفت:

    مطالب بسیارآموزنده ای در وبلاگتون دارید. خوشحالم که متمم چنین دوستان خوش فکری رو بهمون معرفی میکنه 🙂

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *