Document

از تخیل تا کارتون سیاره گنج

۴ دیدگاه
من از آن دست آدم‌ها هستم که بیشتر ادامه‌ی داستان‌ها و یا مسائل در تخیل‌شان شکل می‌گیرد. گاهی پیش می‌آید روزها در تخیلم در حال پرورش چیزی باشم که درگیری ذهنی زیادی با آن دارم. چه می‌خواهد یک مساله فرهنگی…

چرا باید رمان خواند؟

۴ دیدگاه
احتمالا چندوقتی است که شما هم متوجه شدید که از خواندن کتاب‌های غیرداستانی یا به اصطلاح non-fiction فاصله گرفته‌ام یا حرفی نمی‌زنم (بیشتر در حال خواندن دوباره‌ی کتاب‌های نسیم طالب هستم) دلیل اصلی‌اش این است که در طول روز فشار…

نفرینی به نام تندخوانی، دست از سر کچل تونی بوزان بردارید

۸ دیدگاه
تابحال شده در پایان شلوغی، به سکوتی برسی که برای خودت چای بریزی، کتابی که می‌خواهی را برداری و شروع به خواندن کنی؟ اگر کتاب به مذاقت خوش بیاید ذره ذره آن‌را در جانت می‌نشانی و سعی می‌کنی به کارش…

تناقضِ من، زلزله‌ی امشب

۷ دیدگاه
لپ‌تاب جلویم، فاز فسلفی برداشته بودم و می‌نوشتم که همه خوابند، ساعت باید نزدیک یک باشد اما لپ‌تاب ساعت هشت و چهارده دقیقه‌ی عصر اردیبهشتی را نشان می‌دهد معلوم نیست دلش می‌خواهد کجا باشد. هیچ‌وقت نتوانستم بین هجوم افکارم که…

به بهانه روز معلم و لیستی از جاهایی که می‌توان به معلم‌های خوب وصل شد

۱۰ دیدگاه
من در دوران مدرسه معلمی نداشتم که به حضورم افتخار کند، حتی معلم ادبیات هم مادرم را خواست. فقط یادم هست در دوران دبیرستان از نانو خوشم می‌آمد و معلم فیزیک‌مان فقط پیگیر بود و منم ذوق زده کتاب‌ها و…

ضعفِ قدرت

۴ دیدگاه
آلن دوباتن از نظریه‌ای حرف می‌زند به اسم ضعفِ قدرت و می‌گوید فهمیدنِ این ضعفِ قدرت کمک خیلی زیادی می‌کند تا مهربان بودن را تمرین کنیم. یک زمان‌هایی در زندگی پیش می‌آید که بخاطر مهارت‌ها و شایستگی دیگران به آن‌ها…

قرنطینه، جهش تولید، تولیداتی به تاریخ نُه، نُه، نود و نُه

۱۴ دیدگاه
جای شما خالی دیشب رفتیم اتاق خواهرم عید دیدنی. ایده‌ی اتاق خواب گردی را مادرم داد که دوران قرنطینه حوصله‌مان سر نرود. راستش را هم بخواهید ما 15 سالی بود که این طور دور هم جمع نشده بودیم، نه، دور…

جای خالی سلوچ

۸ دیدگاه
به این فکر می‌کنم که چطور یک نفر بعد از آزادی از زندان می‌تواند بلافاصله چنین جملات و داستان‌هایی بنویسد، آن‌هم نه هر زندانی. بلکه اسیر ساواک بودن. بعد بیای بیرون و ظرف ۷۰ روز چنین رمانی بنویسی. از محمود…

۹۸

۹ دیدگاه
نوار فیلم سال ۹۸ را عقب می‌کشم، می‌شود نیمه اول سال. سه ماه اول، به افسردگی گذشت، بدِ نوشتن برای خودت همین است که شاید زمان بگذرد ولی دیدن یک کلمه هم درست همان درد را تصویر می‌کند. کلافگی پشت…

Everything is fucked یا به چی باید امید داشت؟ بخش دوم

۲ دیدگاه
پیش‌نوشت: این نوشته ادامه‌ی این پست است. ۶.فرمول انسانیت وقتی تازه به دنیا آمدیم، ذهن عاطفی ما مدام در حال جمع‌آوری اطلاعات است که چه چیزهایی خوشحال‌ و چه چیزهایی ناراحت‌مان می‌کند. بخاطر همین میلِ به اکتشاف، بچه‌های کوچک همیشه…

خبرنامه

.

آخرین کامنت‌ها

فهرست