رنگ گذشته

اگر از گذشته ی خودمان ناراضی هستیم، بهترین کاری که می‌توان کرد این است که زمانِ حالِ بهتری بسازیم تا گذشته‌ای که در آینده به آن نگاه خواهیم کرد، قابل ستایش باشد و کمتر رنگ حسرت به خود بگیرد. گاهی اوقات دوست دارم یک گوشه بنشینم و به خودم بگویم: تنها ترس تو باید این […]

تاثیر داستان‌هایی که خودمان به خودمان می‎گوییم

داستان‌ها قدرت دارند، مخصوصا داستان‌هایی که خودمان برای خودمان تعریف می‌کنیم. آن‌هایی که برای خود تعریف و باور کردیم، یک جاذبه است. جاذبه‌ای که گفته‌ها و شنیده‌ها را از فیلتر آن‌ها عبور می‌دهیم. من به این باورم که ارتباطی هست بین تلاش آدمیزاد با این داستان‌ها. گاهی اوقات هدف یا ارزشی که انتخاب کردیم، درست […]

ما میانگینی از اطرافیانیم، اطرافیانی که لزوما حضور فیزیکی ندارند

تا بحال شاید این جمله به شکل‌های مختلف به گوش شما خورده باشد. مثلا سعدی که می‌گوید: تو اول بگو با کیان زیستی    من آن گه بگویم که تو کیستی همنشین تو از تو به باید      تا تو را عقل و دین بیفزاید یا جیم ران: شما میانگین ۵ نفری هستید که […]

درست بودن الزاما به معنای مفید بودن نیست

به نقطه‌ای رسیدیم که تعداد کتاب‌های موفقیت به چاپ رسیده از تعداد آدم‌های موفق بیشتر است. روز به روز هم به تعداد مدرسین و افرادی که ادعایی دارند یا ایده‌ و روشی پیدا کردند برای بهترزندگی‌کردن، افزوده می‌شود. شاید همگی این‌ها درست باشد، اما چیزی که برای انسان امروزی بیشتر به درد می‌خورد، فهم “مفید” […]

تصمیم گرفتم هر روز وبلاگ بنویسم، همه چیز از داستان امروز شروع شد

چند روز پیش، خواهرم تمام مدال‌ها و حکم‌هایش را داشت جمع می‌کرد ببرد نمی‌دانم برای کدام نمایشگاه یکی یکی از روی دیوار و لای در کمد بگیر تا زیر فرش و اینور و اونور همه را جمع کرد. من هم نشسته بودم این وسط و مدام فکر می‌کردم که در سن او دغدغه‌های من چه […]

الگو برداری در ساده‌ترین شکل

متمم، حتی خبرنامه‌هایش هم منبعی از تولید محتواست. از آن محتواهایی که آدم یاد می‌گیرد. همیشه با احتیاط خبرنامه متمم را باز می‌کنم. اکثرا سعی می‌کنم زمانی باشد که قشنگ حوصله‌ی مرور تک‌تک مطالبش را داشته باشم. اولِ هر خبرنامه یک جمله کوتاه، یک نقل‌وقول دارد. جملات کوتاه برای من مثل یک قلاب‌اند که در […]

یک روزِ دانشکده و شوهر نامردم

پیش‌حرف: این نوشته محتوای خاصی ندارد، صرفا یک روزنوشتِ خاطره‌گونه است. هفته گذشته بود که یکی از بچه‌ها خبر داد که استاد گفته به شاکر بگید حذفش کردم و دیگه نیاد. هنوز یک هفته به اتمام مهرماه مانده بود و من در تعجبم بودم که چگونه غیبت‌های من پر شده؟ مگه چندتا گذشته؟ درست است […]