Latest blog posts
دی ۲۰, ۱۳۹۶

چجوری یاد بگیریم؟ (۳) چند حرف پراکنده

شاید شما هم با آزمون و خطا به این رسیده باشید که توضیح‌دادن برای دیگران و توصیف‌کردن چیزی که یادگرفته‌اید به درک مطلب شما کمک می‌کند. و در حین توضیح‌دادن، چیزهایی را می‌فهمید که قبلاً آن را نمی‌دانستید یا به آن توجه نکرده بودید. می‌خواهم بگویم این توضیح‌دادن و توصیف‌کردن را دست‌کم نگیرید. در پشت آن یک فرآیند ذهنی پیچیده‌ای […]
دی ۱۰, ۱۳۹۶

چجوری یاد بگیریم؟ (۲) مثال شخصی از یادگیری کریستالی

در مقاله قبلی در مورد یادگیری نطفه‌دار یا به‌به قول استاد شعبانعلی یادگیری کریستالی صحبت کردیم. در زندگی هر کسی، کریستال‌های مختلفی وجود دارد. مهم این است که آن کریستال‌ها شکل بگیرد و مطالب آن جدای از خواندن، یادگرفته شود. یادگیری نطفه‌دار، یعنی یادگیری ما در آن حوزه عمیق باشد. یعنی ممکن است من خیلی چیزها را ندانم اما آن‌هایی […]
دی ۸, ۱۳۹۶

چجوری یاد بگیریم؟ (۱) یادگیری باید نطفه داشته باشد.

من هم مثل خیلی از افراد دیگر به دنبال مهارت‌های یادگیری رفته‌ام. در این زمینه مقایسه‌های زیادی شکل می‌گیرد که من هم از این قاعده مستثنی نبوده‌ام. همیشه برایم سؤال بود که چگونه می‌توان طوری یادگرفت که آن آموخته به باور تبدیل شود و باور منجر به تغییر. در دوران مدرسه، درکم از یادگیری این بود که نمره درسی را […]
آذر ۳۰, ۱۳۹۶

۷ خطای بزرگ و کشنده در صحبت‌کردن + راهکار پیشنهادی

اول: غیبت منظور از غیبت، بدگویی‌کردن از کسی است که حضور ندارد. اگر متوجه شوید کسی مدام غیبت می‌کند، شده یک درصد هم به ذهنتان خطور می‌کند که ممکن است ۵ دقیقه دیگر هم غیبت من را بکند. پس چقدر خوب می‌شود که از شخصیت خودمان شروع کنیم و اصلاحش کنیم. چه‌جوری مقاوت کنیم؟ ۱٫ به محض این که احساس […]
آذر ۲۸, ۱۳۹۶

قبول کنیم که همه چیز را بلد نیستیم!

بعضی وقت‌ها دانشمان به بعضی چیزها نمی‌رسد برای همین اگر کسی دوتا حرف قلمبه سلمبه به ما بزند قبول می‌کنیم و تصور می‌کنیم شخص خیلی موارد بلد است و… در صورتی که خیلی از چیزها از این شوخی‌ها و خطاهای مسخره را برنمی‌دارد. مثلاً خیلی از رشته‌های دانشگاهی اسم قشنگی دارند و کسی که این رشته را خوانده از در […]
آذر ۱۰, ۱۳۹۶

خط خطی

آدم بعضی اوقات در زندگی‌اش می‌ماند که چه کند. خیلی اوقات خیلی از حرفارا به دیگران می‌زنیم ولی عمل‌کردنش جدا جرأت می‌خواهد. الان من دقیقاً در همین وضعم. نمی‌دانم چه کنم. از طرفی هم نمی‌دانم اسمش را بگذاریم غرور یا هر چیزی، به واسطه آن نمی‌توانم اجازه دهم کسی برایم تصمیم بگیرد. همیشه دوست داشتم زندگی‌ای را زندگی کنم که […]
آبان ۲۶, ۱۳۹۶

تصور اشتباه

یک زمانی تمام دغدغه‌ام کتاب‌های نخوانده‌ام بود. به کتابخانه که نگاه می‌کردم، خواه ناخواه ندانسته‌هایم را به رخم می‌کشید. به من یاد آور می‌شد که تو هنوز ذره‌ای هم نمی‌دانی. این احساس سرکوب کم‌کم رشد کرد، آنقدر بزرگ شد که تا دو سه ماه هیچ کتابی به آن اضافه نکردم. توهم زده بودم فکر می‌کردم با این کار کتاب‌های نخوانده‌ام […]
آبان ۲۳, ۱۳۹۶

خطای بیش‌از حد حساس‌بودن به موارد منفی

اگر همین الان به شما بگویند دلایل خوشبختی خود را نام ببرید شاید باید کمی فکر کنید تا پیدایشان کنید اما برای شمردن عوامل بدبختی نیازی به فکرکردن زیادی نیست! بحث من سر خوش‌بین بودن آدم‌ها یا بدبین بودن‌شان نیست . مسئله این‌جاست که ما نسبت به موارد منفی حساس‌تریم تا موارد مثبت. یعنی خیلی راحت‌تر می‌توانیم موانع موفقیت‌مان را […]
آبان ۱۱, ۱۳۹۶

صفحات صبح‌گاهی

خواستم بنویسم کتاب را دوست دارم! یاد سال‌های ابتدایی افتادم که معلم هر کلمه‌ای را می‌داد تا برایش جمله بسازیم، یک «دوست دارم» به آن اضافه می‌کردم و تمام. کلا در ارتباط برقرار کردن با کلمات خیلی موفق نبودم و نمی‌دانم چه شد که در این چند سال اخیر همین ارتباط برقرار کردن با کلمات و نوشتن، شد یکی از […]