نوشته‌ها

پیام‌های تکراری تبریکِ عید

مثل نمره‌ی ۹.۷۵ می‌مونه

مثل سیستمی می‌مونه که بی‌هوا همه‌ی فایلارو به خاک بده

مثل دعوای وسط چت می‌مونه که یهو نتت قطع شه

مثل بازی‌کردن PES توی DOS می‌مونه

مثل موقعی می‌مونه که پشیمونی از پول بلیطی که برای سینما و فیلم مزخرفش دادی

مثل تشنگی وسط خواب می‌مونه که هیشکی نیست یه لیوان آب بده دستت و باید پاشی خودت راه طریقت رو تا یخچال طی کنی

مثل خوردن انگشت کوچیکه پا به گوشه‌ی مبل می‌مونه

مثل ماکارونی می‌مونه که هی داغش کنی بعد نخوری بذاری یخچال، دوباره بیاری بیرون، داغ کنی و نخوری. انقدر این حلقه‌ی داغون رو تکرار کنی تا دونه‌دونه ماکارونی‌ها هر بار حین داغ‌شدن عین لاستیک، کوچیک و جمع بشن تا آخرش تجزیه‌ شن ته قابلمه

مثل دوران غارنشینی می‌مونه که می‌فهمی بچه‌ی غارِ بغلی اومده روی مینیاتورهایی که روی دیوار غار کشیده بودی خط انداخته

مثل پیامک “مشترک گرامی انقدر از حجم شما باقی‌مانده” می‌مونه

مثل مدرسه‌رفتن تا آخرین روز اسفند می‌مونه

همونقدر منزجر کننده، همونقدر نفرت‌انگیز و بی‌مزه

به قول یاور، محبت‌های تکراری

این محبت‌های تکراری متنفر کننده است.

آدم‌وار تبریک بگیم، محکم ماچش کنیم و به طرف بگیم که امسال چقدر حضورش توی زندگیمون تاثیر داشته.