دیوونه خونه (۱)

خیلی وقته هیچی نمی‌نویسه، راه‌به‌راه هم قول می‌ده که هر روز پست بذاره

آدما وقتی می‌خوان کارای بزرگ بکنن اینجوری می‌شن. می‌شینن انقدر فکر می‌کنن که چه کار بزرگی می‌خوان انجام بدن آخرشم هیچی نمی‌شن و از روتین‌های قدیمی‌شون هم می‌افتن

یعنی الان بی‌کاره؟

الان پول تو تدریسه بریم مدرس شیم یا کارآفرین یا هر دوش

مثلا مدرس چی؟

بریم کارآفرینی پس از مرگ رو تدریس کنیم، هر چی اسم دوره عجق وجق‌تر باشه پول بیشتر درمیاریم

مگه آدم بعد مرگش هم باید پول دربیاره؟

بالاخره خرج این حوری‌های بهشتی رو کی می‌خواد بده؟ هر چقدر پول بدی همونقدر آش می‌خوری. نکنه فکر کردی قانون اون دنیا فرق داره؟

اگر فرق نداره پس چرا شده اون دنیا؟

منو صدا می‌کنن باید برم، فقط خواستم کمک کنم بلکه با ایده‌هام درهای جدید به روت باز شه

همین درهای قبلی رو هم که باز کردی نمی‌تونیم ببندیم. ممنون از افکار روشنفکرانه‌ات