مطالب توسط سحر شاکر

چجوری من و خودم دوتایی خوشحال باشیم؟!

به این فکر می‌کردم که چه‌چیزهایی باعث خوشحالی‌ام می‌شود، لیست بلند و بالایی بود و بابت آن خدا را شاکرم! اما بیشتر که فکر کردم دیدم این‌گونه خوشحالی‌ها اکثرا به یک وجود خارجی نیازمند است. خوشحالی یکی از سرمایه‌های زندگی آدم است چرا خود آدم به تنهایی نتواند خوشحال باشد؟ به شخصه، اوج خوشحالی‌ام زمانی […]

اگر می‌توانستی با نوجوانی خودت ارتباط داشته باشی، به او چه می‌گفتی؟

می‌گفتم که باید بعضی راه‌هارا بروی تا به یک آگاهی‌ای برسی. توقع نداشته باش که از ابتدا به ساکن از همه چیز مطلع باشی. می‌گفتم انقدر حرص «یک کاره‌ای» شدن را نخور. این والد درونت را کمی ساکت کن و یاد بگیر که گاهی به حرفش گوش ندهی، گاهی بگذار کنار و از زندگی‌ات لذت […]

طنز دایی

دایی پدرم بود اما ما هم دایی صدایش می‌کردیم. پیرمردی قدبلند با پوستی روشن و اندامی ترکه‌یی. اسمش مراد بود. دایی مراد. مردی از نسل کلاه‌شاپویی‌ها. آخرین کلاه‌شاپویی فامیل و آخرین کسی که در فامیل سیگار دست‌پیچ می‌کشید و از ساعت جیبی استفاده می‌کرد. جوان دهه‌ی ۲۰ که فیلش در دهه ۸۰ یاد هندوستان کرده […]

مزه‌ای بهتر از بستنی وجود دارد؟

امروز روز پنجم چالش، روز پنجم شهریور و همچنین تولد من است! خوشحالم که سوال چالش در این روز ساده است، انگار می‌دانستند که در این روز خیلی وقت نخواهم کرد و شب هنگام خواهم نوشت! دست عوامل پشت صحنه درد نکنه. اگر از من بپرسند، می‌گویم زیاد علاقه‌ای به غذا و خرد و خوراک […]

آینده و خوش‌بینی‌های افراطی‌اش

Warning: لحن نوشته کمی تند است و به مزاج خوش‌بین‌های افراطی نوشته نشده. بخش اعظمی از افکار ما برمی‌گردد به خوش‌بینی. خوش‌بینی وقتی زیادی شود تبدیل به افکار احمقانه می‌شود. بسیاری از ما در مورد آینده و وضع حال‌مان برای آینده این‌گونه ایم. خیلی به جنبه‌های منفی آینده نگاهی نمی‌اندازیم. گاهی اوقات به آدم‌ها که […]

مالکوم گلدول و قانون ۱۰۰۰۰ ساعت

پی‌نوشت: قبلا هم در مورد آقای فرنودیان نوشته بودم. این هم نوشتۀ دیگر از ایشان است که دیدم خیلی بی ربط به بحث روز ۴ام چالش سی‌روزۀ نویسندگی و نوشته ام نیست. اصل نوشته: ۱. یک کتابی دارد آقای مالکوم گلدوِل به نام Outliers. فارسی خالصش می‌شود “داده‌های پرت” ولی یک مختصر گوگلی که بنده […]

در کودکی دوست داشتم…

پی‌نوشت: این نوشته مربوط به چالش روز سوم نویسندگی است. در کودکی معمولا با برداشتی که از اطراف‌مان داریم رویاهایمان ساخته می‌شود. این‌که در چه محیطی بزرگ شده‌ایم، خانواده به چه چیزی اهمیت می‌دهند و مواردی از این دست، می‌تواند در تعیین رویاهایمان نقش اول را بازی کنند کما این‌که در بزرگسالی هم اکثرا تابع […]

کاری که عقب انداختم ولی از آن ناراحت نیستم

پی‌نوشت: این نوشته مربوط به روز دوم از چالش است. داشتم لیست می‌کردم کارایی که عقب انداختم که کم‌کم اعصابم خرد شد و گذاشتم کنار! اما خب ذهنم گرم شده بود و دوست داشتم دنبال مهم‌ترین کاری بگردم که عقب انداختم و یه تاثیر جدی روی زندگیم گذاشته. برایم سوال شده بود که چرا انقدر […]

اندر فواید نویسندگی!

بیشتر ما، طرز فکرمان از نویسندگی، ثبت اختراع و پیدا کردن یک چیز تازه است که بشر به آن دست نیافته و می‌نشینیم تا این اتفاق بیافتد و دست به قلم ببریم! در صورتی که نوشتن اصلا مختص به نوشتن علمی و تخصصی نیست. نوشتن‌های علمی و تخصصی، مخاطب‌‌های خاص خود را می‌خواهد و محدود […]

موفق شدن vs موفق ماندن

می‌توان موفق شد اما الزاما نمی‌توان موفق ماند! تلخ است نه؟ قضاوتش بماند برای خواننده، اینکه تلخ است یا شیرین. اما هر رشدی هزینهٔ‌ای دارد. حاضریم هزینه‌هایش را بپردازیم؟