م ا د ر

من نه مثل تو از مستقیم کارکردن با آدم‌ها خوشم می‌آید، نه مثل تو ورزشکارم، نه مثل تو مذاکره‌کننده‌ی خوبی.
آخرین باری که توانستم سر منافعم درست صحبت کنم، سه هفته پیش بود که می‌خواستم با بستنی خودم را خفه کنم. به شیرینی فروش سعی می‌کردم بفهمانم اگر کنار بستنی‌ام چند نون حصیری بگذارید، هزار واحد بیشتر خوشحال‌تر خواهم شد. سر یک صحبت‌کردن ساده کلی انرژی صرف می‌کنم چه برسد به اینکه بخواهم یک مذاکره‌ای را شکل دهم تا دو طرف، نه تنها از معامله‌شان راضی باشند بلکه انقدر خوشحال باشند تا بخواهند دوباره تکرارش کنند.

اگر ده روز پشت سرهم بتوانم صبح، کله‌ی سحر، درست بعد از اینکه چشمانم را باز کردم بروم بدوم، مطمئنم روز یازدهم قادر خواهم بود با چشم‌هایم بشنوم، با گوش‌هایم ببینم و با پاهای عقبم پرواز کنم.

می‌بینی؟ بین من و تو کوهی از تفاوت‌هاست. ولی همیشه ته دلم خواستم مثل تو باشم. شاید دیدنت در طول هفته چند ساعت بیشتر نشود اما باور کن تو با زندگی‌کردن خودت، قشنگ‌ترین مفهوم‌ها را یادم دادی. اینکه جنگیدن همانقدر مهم است که به موقع رها کردن. اینکه انجام یک کار خوب صرفا بخاطر ذات خودش خوب است نه بخاطره وعده‌ی بهشتی در آینده. اینکه مساله رنج‌کشیدن یا نکشیدن نیست. بحث سر رنج خوب‌داشتن است. بحث سر داشتن دغدغه‌هایی است که بتواند دنیای آدم را خوب چکش کاری کند. من آدم خوش‌شانسی‌ام که مادری دارم تا خدا را با مهربونی‌اش به من شناساند.

شک می‌کنم به این حرف که دخترها بابایی می‌شوند، من دوست دارم شبیه تو باشم. همینقدر قوی.

مادر



عضویت در خبرنامه

کانال تلگرام
4 پاسخ
  1. حسین گفته:

    سحر عزیز
    سلام
    ۱- این آخرین جمله یادداشت «دوست دارم مثل تو باشم، همین قدر قوی» من رو یاد اون یادداشت برف بازی که با مادر رفته بودی انداخت. همونی که با گلوله برفی سیاه و کبودت کرده بود. یادش می افتم و نیشم تا بناگوش بالا میاد.
    ۲- لابلای این یادداشت یه تفاوت نسل عظیم میبینم. تفاوتی که به نظرم بد نیست. به این فکر می کنم که اگر مادر هم در مورد شما بخواد یادداشتی بنویسه، دست روی چه نکاتی میذاره. بد نیست ازش بپرسی و بر خود ببالی.
    ۳- سلام یکی از خوانندگان وبلاگ رو به مادر برسونید. البته حالا که دارم این کامنت رو میذارم روز پدر هم تازه گذشته، پس سلام به هر دو بزرگوار برسونید.
    موفق باشید

    پاسخ
    • سحر شاکر گفته:

      سلام :)
      چه حافظه‌ای؛ آره با همون گلوله‌ها بزرگ شدیم!
      حتما ازش میپرسم
      بزرگیتون رو می‌رسونم :)

      پاسخ
  2. محمد گفته:

    کار، حرف، نگاه، صدا و یا هرچری که دلی انجام بشه به دل میشینه
    عامل سعادت و خوشحالی و آرامش میشه
    نوشته های شما هم درواقع دلنوشته های زیبایی هستن که همین حسو به خواننده القا میکنن.

    پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *